صداقت در زندگی مشترک؛ مثل تنفس برای زندگی

 

مریم عطاریان

photo_2017-03-13_12-35-42

در فرآیند زندگی ما انسان‌ها، فرصت‌های انتخاب بسیار زیادی فراهم می‌شود. برخی از این انتخاب‌ها با آرامش و آزادی عمل کامل صورت می‌گیرد و برخی دیگر با محدودیت‌ها و شرایط خاص همراه است. با این حال، همه اعتقاد داریم که انتخاب‌های درست و حساب‌شده می‌تواند زندگی‌مان را به سوی اهداف مورد نظر ما سوق دهد.

انتخاب در تمام مراحل زندگی مانند انتخاب رشته تحصیلی، شغل، مهارت، محل زندگی و… بسیار مهم و ضروری است و مسلماً آینده زندگی ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در این میان، به نظر می‌رسد که انتخاب همسر از سایر زمینه‌های زندگی ما پر‌اهمیت‌تر است؛ چراکه نحوه انتخاب ما هم سبک زندگی خودمان و هم طرف مقابل یعنی همسرمان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. زندگی فعلی ما انعکاس انتخاب‌هایمان در بدو ازدواج است. رابطه زناشویی موفقیت‌آمیز را با انتخاب خود شکل داده و حفظ می‌کنیم.

خواندن را ادامه دهید →

استیصال مادرانه

مریم عطاریان

ba3642-1
هر کودکی که به دنیا می‌آید دارای خلق و خوی به‌خصوص، شیوه رفتار، سرعت و روش ویژه رشد است. پرورش کودکان یعنی پرداختن به کیفیات فردی او، نه سعی در تغییر آن‌ها.

از لحظه‌ای که کودکان به دنیا می‌آیند، والدین سعی دارند رفتار آن‌ها را شکل دهند و بر آن‌ها نفوذ یابند اما در هر بچه صفات معینی وجود دارد که بخشی از شخصیت منحصر به فرد او را تشکیل می‌دهد. صفاتی که ما به عنوان پدر و مادر ممکن است روی آن‌ها نظارتی نداشته باشیم. هم‌چنان که سعی می‌کنیم به‌تدریج همکاری و مسؤولیت و شهامت را به فرزندانمان بیاموزیم، به‌جاست که این معیارهای درونی و نقشی که در شکل‌دهی فرزندانمان ایفا می‌کنند را بشناسیم.

زهرا سه سال است که صاحب فرزند شده است. علی‌رغم این‌که با عشق و علاقه زیادی برای فرزند‌آوری اقدام کرده اما بعد از تولد فرزندش دچار افسردگی پس از زایمان شد. هومان نیز از آن دست نوزادان بی‌قرار بود که ساعت خواب و بیداریش معلوم نبود، درست شیر نمی‌خورد و با قرار گرفتن در هر محیط جدید قشقرق به پا می‌کرد. اوضاع برای زهرا روز به روز بدتر می‌شد تا این‌که هومان کم‌کم به حالت عادی بازگشت.

خواندن را ادامه دهید →

روزهای اول ازدواج

مریم عطاریان

فرمول-زوج-های-خوشبخت

وقتی صحبت از روزهای اول ازدواج می‌شود، همواره از روزهای خاص و به یادماندنی، اتفاقات شاد و تکرارنشدنی و لحظات شیرین صحبت می‌شود و عمدتاً جوانان در آستانه ازدواج هم تصویری به غایت رؤیایی از این دوران در ذهن دارند. اما واقعیت این است که در کنار تجارب خاص و به یادماندنی روزهای اول ازدواج، مشکلات و سختی‌های خاصی هم دامنگیر جوانان می‌شود. مشکلاتی که عمدتاً نشأت‌گرفته از بی‌تجربگی‌های زوجین است.

اولین سال ازدواج یکی از سخت‌ترین سال‌های زندگی هر یک از زوجین جوان به‌شمار می‌رود. امتزاج و ترکیب دو نفر با دو خانواده و دو فرهنگ متفاوت، خواسته یا ناخواسته با تعارضات و اختلافاتی توأم خواهد بود. در همه ارتباطات اوقاتی وجود دارد که همه چیز به خوبی و خوشی سپری نمی‌شود. گاهی اوقات علت این امر تضاد انتظارات زوجین و یا مشکل در ابراز آن چیزی است که در ذهنشان می‌گذرد؛ به‌طوری‌که طرف مقابل نمی‌تواند به وضوح منظور همسرش را درک کند؛ گاهی اوقات نیز افراد نمی‌دانند چه کار کنند تا ارتباط خوبی را به وجود آورند. لذا مجموعه‌ای از مشکلات رایج وجود دارد که تقریباً همه زوجین با آن مواجه خواهند شد. بحث و گفت‌وگو در رابطه با این مسایل (قبل از ازدواج و یا روزهای اول ازدواج) می‌تواند در حفظ آرامش زندگی زناشویی و گذار از این مرحله سخت مؤثر باشد.

خواندن را ادامه دهید →

همسر افسانه‌ای من

راحله فلاح

کارشناسی ارشد روانشناسی

012

رؤیای داشتن یک همسر استثنایی که هم عاشق‌پیشه کاربلدی باشد، هم بسیار عاقل و همه‌چیزدان باشد، هم در خوش‌اخلاقی و صداقت و وفاداری رودست نداشته باشد، هم خوش‌تیپ و امروزی باشد و هم به خوبی از پس تمام مشکلات زندگی بربیاید، رؤیای خیلی از جوانان دم بخت است. در این یادداشت به آسیب‌شناسی این رؤیا می‌پردازیم.

آرزو بر جوانان عیب نیست!

اگر شما هم جزو جوانانی هستید که درباره همسر آینده‌تان رؤیاهایی برای خودتان بافته‌اید، باید بگویم که خب دیگر، جوانید و آرزو مال شما جوان‌هاست ولی حواستان به این نکته هم باشد که بعضی از آرزوها، دوستی‌دوستی از آدم می‌کَنند پوستی!

اصولاً آرزو کردن یعنی خواستن چیزهایی که در حال حاضر آن‌ها را نداریم و با وجود این‌که می‌دانیم داشتن آن چیزها اگر نگوییم غیرممکن ولی حتماً دشوار است، اما دوست داریم که آن‌ها را داشته باشیم. شاید بگویید که دیگر از فریفته‌شدن ما با آرزوهای بلند و بالا گذشته است اما حتی اگر شما هم دست از سر آرزوهای این‌چنینی کشیده باشید، این آرزوها دست از سر شما برنخواهند داشت؛ لااقل تا وقتی که چندی ‌و اندی از زندگی مشترکتان بگذرد و زندگی را با تمام ابعادش لمس کنید. در طی این مدت اگر حواستان به قدر کافی به برقراری تعادل بین آرزوهایتان و واقعیت‌های دنیای بیرون نباشد، خدای نکرده ممکن است قبل از آن‌که بفهمید چه اتفاقی افتاده، توسط آرزوهای‌تان ضربه فنی بشوید.

خواندن را ادامه دهید →

رویارویی با دنیای عجیب نوجوانان

مریم عطاریان

bncb

می‌گویند:” دردسر بچه‌ها با خودشان بزرگ می‌شود”؛ و ما این نکته را اضافه می‌کنیم که “لذت بردن از فرزندان نیز با خودشان بزرگ می‌شود”، هم‌چنان که موفقیت فرزندان در امر تحصیل، ورزش، رقابت‌های اجتماعی، ازدواج، رضایت آن‌ها از کار و مسایلی از این قبیل، چیزهایی نیستند که والدین آن را کم‌اهمیت جلوه دهند و از آن‌ها لذت فراوان نبرند.

هر دو عبارت فوق که در صدر مطالب آوردیم، از یک جهت مشابه هستند و آن این‌که هر قدر بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، ارتباط با آنان نیز ظریف‌تر، شکننده‌تر، مشکل‌تر و البته زیباتر و پرهیجان‌تر خواهد شد.

وقتی اختلافات خانوادگی کلید می‌خورد

معمولاً فرزندان تا سنین جوانی با والدین خود زندگی می‌کنند. برحسب قاعده وقتی فرزندان وارد دوره جوانی می‌شوند عمدتاً مسیر زندگی خود را یافته‌اند و معمولاً ارتباط خود را با خانواده به‌ویژه والدین کاهش می‌دهند یعنی یا وارد دوران دانشجویی شده‌اند، یا ازدواج می‌کنند و یا مشغول کار هستند و یا سربازی می‌روند و… به هر ترتیب فرزندان حداکثر تا پایان سنین نوجوانی با والدین در ارتباط تنگاتنگ و تحت نظارت و پشتیبانی آن‌ها قرار دارند و در همین سنین است که میان فرزندان و والدین اختلاف نظرات جدی ایجاد می‌شود.

خواندن را ادامه دهید →

خواستگارم چشم‌چران است؟!

راحله فلاح

کارشناسی ارشد روانشناسی

photo_2016-12-25_11-36-27

«بعد از خواستگاری و دو سه جلسه ملاقات توی خونه، با تأیید پدر و مادرهامون، قرار شد چند جلسه‌ای هم بیرون از خونه همدیگر رو ببینیم و بقیه سؤالات و حرف‌هامون رو اون‌جا مطرح کنیم. پسر خوبی به نظر می‌اومد، مؤدب بود، خانواده خوبی داشت، مهندسی خونده بود و در همین زمینه هم کار می‌کرد. اما در حین ملاقات‌های بیرون از خونه که اغلب یا توی کافی‌شاپ بود یا توی پارک، به وجود یک چیزی در رفتار او شک کردم: وقتی خانمی با هر پوششی از کنارمون رد می‌شد، چشم‌های او دودو می‌زد. وقتی با مادرم این مسأله را مطرح کردم گفت که دارم بیخودی روی جوون مردم عیب می‌ذارم و نباید لگد به بختم بزنم. آیا واقعاً من اشتباه می‌کردم؟»

به چه کسانی می‌گوییم چشم‌چران؟

شاید شما هم با مردهایی که به اصطلاح چشم‌چران نامیده می‌شوند برخورد کرده باشید. از لحاظ علمی، چشم‌چرانی یک نوع انحراف جنسی به حساب می‌آید که در آن فرد از تماشاکردن افراد بی‌خبری که مثلاً در حال تعویض لباس هستند، لذت جنسی می‌برد. این تعریفی است که برای تشخیص چشم‌چرانی به عنوان یک «اختلال» در نظر گرفته می‌شود. اما تعبیری که ما از چشم‌چرانی در جامعه داریم، عامیانه‌تر و وسیع‌تر از این تعریف است. یعنی ما به کسانی که معیار بالا را ندارند اما در حین تعاملات روزمره با نگاه‌های آلوده، به حریم زنان تجاوز می‌کنند هم چشم‌چران می‌گوییم. که البته تعریف نادرستی هم نیست چون به هر حال فردی که با چشم‌دواندن به ظاهر یک زن (در هر پوششی) لذت جنسی می‌برد، درجه‌ای از انحراف جنسی را دارد؛ گرچه دوز آن نسبت به کسی که «اختلال» چشم‌چرانی دارد، پایین‌تر است. با این اوصاف می‌شود گفت که به‌طورکلی به مردانی که با نگاه کردن به زن‌های بی‌خبر، به لذت جنسی می‌رسند، چشم‌چران گفته می‌شود.

خواندن را ادامه دهید →

مشکلات مردهای طلاق‌گرفته و راهکارهای کنار آمدن با آن‌ها

راحله فلاح

کارشناسی ارشد روانشناسی

166122472_586x357

نگاه عامه مردم نسبت به زوج‌هایی که طلاق می‌گیرند معمولاً این‌گونه است که برای مردهایی که از همسرشان جدا می‌شوند، مشکلات کمتری را نسبت به زنان مطلقه قائل می‌شوند. البته به لحاظ مسائل اجتماعی و دیدگاه فرهنگی نسبت به زنان مطلقه، می‌شود گفت که این نگاه چندان هم بی‌دلیل نیست، اما این‌که دید اجتماعی نسبت به مردهای طلاق‌گرفته بهتر از دید جامعه نسبت به زنان مطلقه است، به این معنا نیست که این مردها از لحاظ روانی هم با هیچ دغدغه یا مسأله‌ا‌ی در این زمینه مواجه نمی‌شوند. بعد از طلاق، مردها هم با چالش‌های روانی بسیاری مواجه می‌شوند که شاید به دلیل انتظار اجتماعی از ابراز نکردن آن‌ها، آن‌قدر ناگفته می‌ماند که زندگی برای ایشان و اطرافیانشان تلخ می‌شود.

طلاق، در بهترین حالت هم اتفاقی تلخ است؛ چراکه در هر حالتی، معنایی از شکست را به دنبال خود می‌کشد. معمولاً وقتی می‌شنویم که کسی از اطرافیان طلاق گرفته است، اگر زن باشد بیشتر دلمان برایش می‌سوزد اما اگر مرد باشد، بعد از کمی همدلی سعی می‌کنیم او را با این جمله معروف تسلی بدهیم که «برای مرد که عیب نیست، دوباره ازدواج می‌کنی و بعد از مدتی هم اصلاً فراموش می‌کنی». اما واقعیت این است که برای مردی که طلاق گرفته است، مسأله به همین سادگی‌ها نیست؛ چراکه مشکلاتی که سر راه مردهای طلاق‌گرفته قرار دارد، کم اهمیت‌تر از مشکلاتی نیست که زنان مطلقه با آن مواجه می‌شوند. شاید بشود گفت که تفاوت آن‌ها در شکل مشکلاتشان است، نه در وجود یا عدم وجود مشکلات.

خواندن را ادامه دهید →

تردید برای دوباره مادر شدن!

مریم عطاریان

853382_416

مدت‌هاست یک سؤال بزرگ ذهن مرا به خود مشغول کرده؛ آیا برای آوردن فرزند دوم اقدام کنم یا نه؟

ده سالی از زندگی من و همسرم می‌گذرد و در طی این سال‌ها مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته‌ایم. الان اوضاع خیلی هم بد نیست یعنی تقریباً خوب است. محیط آرام است و یک کودک ۶ ساله داریم. همسرم بعد از مشکلات مالی زیاد، صاحب یک کار ثابت شده. توانسته‌ایم خانه‌دار شویم. البته خیلی هم آش دهن سوزی نیست اما از مستاجری بهتر است. چند ماهی است همسرم برای ادامه تحصیل هم اقدام کرده تا اوضاع کارش بهتر شود. شغلش، خدماتی است و فرزندمان از شغل پدرش راضی نیست و خجالت می‌کشد. مدتی است احساس می‌کنم بد نیست فرزند دیگری داشته باشیم اما هروقت این فکر پررنگ می‌شود، یاد مشکلات مالی‌مان می‌افتم و این‌که خانه ما خیلی کوچک است و از طرف دیگر تصور می‌کنم همسرم خیلی بی‌دست و پاست اما از سوی دیگر تک‌فرزندی را دوست ندارم و تصور می‌کنم داشتن یک فرزند دیگر بهتر از تک‌فرزندی است… به نظر شما برای آوردن فرزند دوم اقدام کنم؟

بچه‌های کوچک یکی از مشکلات دایمی زندگی ما هستند. آن‌ها یک‌سره از ما چیزی درخواست می‌کنند، مزاحم پروژه‌های‌مان می‌شوند، روی کامپیوتر یا مجله و خبرنامه ما غذا می‌ریزند، داد و فریاد می‌کنند، هنگامی که مشغول انجام کارهای مهم هستیم، حواس‌مان را پرت می‌کنند؛ شاید رمانتیک‌ترین لحظات زندگی‌مان را خراب کنند و برهم بزنند، در مکان‌های عمومی مایه آبروریزی ما می شوند و مانع رفتن ما به کلاس‌های روان‌شناسی و ورزش می‌شوند؛ مانع پیشرفت شغلی‌مان هستند و… کلاً بچه‌های کوچک مشکل بزرگی هستند.

اما واقعیت این است که فرزندآوری و فرزندپروری درست، زوجین را به سوی خوشبختی سوق می‌دهد. سعادتی که زن و مرد باید کلماتی برای بیان آن بیابند و باید به خودشان اجازه کاوش آن را بدهند. در این صورت ممکن است تصور آن‌ها از غریزه والدینی از یک همراه گذرای “لحظات شیرین” ارتباط والدینی به معیاری برای یک مدل درست‌تر از انگیزه و هویت مادرانه و پدرانه تبدیل شود.

مراقبت درست و مناسب از کودکان نقش اساسی در احساس پدر و مادر نسبت به خود ایفا می‌کند. غریزه والدینی برای مادران و پدران همه چیز نیست اما قطعاً برای بسیاری از والدین بخش مهمی از هویت‌شان را تشکیل می‌دهد.

در حقیقت، خانواده اولین و مهم‌ترین بافت اجتماعی را برای رشد انسان فراهم می‌سازد. در جریان رشد طبیعی هر کودک یک رشته تغییرات شناختی، عاطفی و اجتماعی را شاهد هستیم. تقریباً همه کودکان در طول رشد و در جریان سازگاری با این تغییرات، دچار مشکلاتی می‌شوند و استرس و تعارضی را که به دنبال می‌آید، می‌تواند به مشکلات رفتاری- عاطفی و یادگیری در آن‌ها بینجامد. اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس‌کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده به‌ویژه والدین است. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش‌های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آن‌ها با فرزندان ارتباط دارد. این موارد نشان می‌دهد که برای ورود یک عضو جدید به خانواده باید آمادگی کسب کرد، باید شرایط را سنجید و موانع و مشکلات احتمالی را بازشناسی کرد و تا حد ممکن تلاش برای رفع آن مشکل و توانایی مدیریت شرایط خاص را داشت. پس بنا بر این شرایط است که هرگاه والدین تصمیم به فرزندآوری گرفتند، لازم است که جنبه‌های مختلف زندگی خود را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند تا مشخص شود که آیا واقعاً شایستگی و صلاحیت فرزندپروری را دارند یا خیر؟

برای مثال ارزیابی قبل از تولد بچه می‌تواند میزان صبر و حوصله شما را برای پدر یا مادر شدن مشخص کند. گاهی اوقات این وظیفه به زوجین تعلق می‌گیرد و گاه سبک زندگی به‌گونه‌ای است که از همان ابتدا مشخص است که مسئولیت کودک عمدتاً برعهده یکی از زوجین است. برای مثال در خانواده‌هایی که محل کار پدر از محل زندگی خانواگی بسیار دور است و در شهر دیگری است و حضور پدر در خانواده به صورت اقماری است، طبیعی است که عمده مسئولیت فرزندان برعهده مادر خواهد بود.

برخی از افراد شرایط را می‌سنجند و از آن‌جاکه حوصله فرزندداری ندارند، کلاً از به دنیا آوردن کودک خودداری می‌کنند ولی برخی دیگر علی‌رغم شناخت مشکلات، باز هم علاقه‌مند به داشتن فرزند یا فرزندان هستند.

دفتر حمایت از کودکان میشیگان توصیه می‌کند که افراد به‌طور سیستماتیک باید منابع مالی و عاطفی خود را ارزیابی کنند و قبل از تصمیم‌گیری برای داشتن یک خانواده کامل، درباره مسئولیت‌های پدر و مادری بررسی کنند؛ چراکه فرزند بزرگ کردن یک مشارکت همیشگی و مادام‌العمر است.

البته اشتباه نکنید منظور ما از بررسی منابع مالی این نیست که حتماً باید سطح درآمد از حدی بالاتر باشد تا فرزندآوری صورت گیرد بلکه بیشتر منظور برنامه‌ریزی داشتن برای آینده و برای تربیت یک کودک مدنظر است.

برای این منظور توصیه می‌شود که:

– منابع مالی و ملزومات لازم برای پدر و مادر شدن را بررسی کنید. آیا ثبات مالی دارید، وضعیت شغلی‌تان معلوم است؟ آیا واقعاً توانایی حمایت از خودتان و فرزندتان را دارید و یا پدر و مادرتان در قید حیات هستند و یا توانایی جسمانی دارند که کمک‌تان کنند؟ مثلاً مردانی که زیاد تن به کار نمی‌دهند و در زمینه مسئولیت‌های زندگی مشترک خیلی حساس نیستند، برای فرزندآوری باید تغییری جدی در سبک رفتاری خود داشته باشند و یا زنانی که شاغل هستند، باید وضعیت نگه‌داری کودک را در زمان مرخصی بعد از زایمان مشخص کنند. مثلاً آیا والدینی دارند که برای نگه‌داری از فرزند از او کمک بخواهند؟ آیا قصد دارند کودک را به مهدکودک بسپارند؟ یا توانایی گرفتن پرستار کودک را دارند؟ یا حتی برخی از زوجین کارشان به شکلی است که می‌تواند شیفت‌های کاری را طوری جابه‌جا کنند که بخشی از روز خودشان و بخشی دیگر را همسرشان در کنار کودک باشد.

– ملزومات عاطفی لازم برای پدر و مادر شدن را مشخص کنید. به کمک این اطلاعات به بررسی سلامت روحی و حالات عاطفی و هیجانی خود بپردازید. آیا آمادگی مقدم قرار دادن ملزومات و خواسته‌های کودک بر خواسته‌های خود را دارید؟ آیا علاقه دارید که بیشتر از آن‌که مورد عشق و علاقه و محبت قرار گیرید، فرد دیگری را غرق محبت خود کنید و او را با جان و دل پرورش دهید؟ توانایی مدیریت استرس، عصبانیت، بی‌خوابی زیاد و… را دارید؟ صبور هستید؟ مثلاً خانمی که دچار حملات اضطرابی است، یا مردی که در کنترل خشم ضعیف است، خانم یا آقایی که دچار وسواس عملی جدی است، یا کسی که از افسردگی جدی رنج می‌برد… ابتدا باید برای درمان این مشکلات اقدامات جدی کند و سپس برای فرزندآوری اقدام داشته باشد.

– وظایف اجتماعی و فیزیکی لازم برای فرزندآوری را دارید؟ آیا از نظر جسمانی سالم هستید؟ مثلاً خانمی که از چاقی زیاد یا کمبود وزن جدی رنج می‌برد باید در این زمینه اقدامات لازم را داشته باشد.

– آیا روابط شما با همسرتان خوب است؟ محیط خانوادگی‌تان آن‌قدر آرام است که شرایط مناسب برای تربیت فرزند را داشته باشید؟ برای مثال در یاداشت شما مشخص است که به اندازه کافی برای موقعیت و تلاش‌های همسرتان ارزش و اهمیت قایل نیستید. حتی این طرز فکر شما بر روی افکار فرزند‌تان هم تأثیر گذاشته و کودک‌تان نیز از وضعیت شغلی پدرش احساس خجالت می‌کند. این طرز تفکر نسبت به همسرتان باید اصلاح شود؛ خصوصاً که پدر و جایگاه او در خانواده تأثیر به‌سزایی در تکوین اعتماد به نفس فرزندان خانواده دارد. این شما هستید که به همسرتان، شغلش و تلاش‌هایش ارزش می‌دهید. اگر فرزندتان از شغل پدرش راضی نیست، این امر می‌تواند ناشی از نارضایتی‌ها و برخی رفتارهای خودتان باشد. در خانه و در صحبت‌هایتان طوری رفتار کنید که فرزندتان به پدرش افتخار کند و به کار و تلاش او برای کسب روزی حلال ارزش داده و همواره به خاطر زحماتی که می‌کشد از او تقدیر کنید.

هر چه کانون خانواده گرمتر باشد بچه‌ها با اعتماد به نفس بیشتر تربیت شده، برای والدین ارزش و اعتبار بیشتری قایل هستند و در ضمن، فرصت بیشتری برای رشد و شکوفایی دارند. شرایط مناسب عاطفی خانواده از شرایط مالی و اقتصادی آن ارزش و اهمیت بیشتری دارد. لذا اگر خواهان تربیت فرزندانی موفق هستید، در گام اول باید رابطه‌تان با همسرتان را مورد اصلاحات جدی قرار دهید و هرگز در مورد همسرتان با تحقیر صحبت نکنید.

اشتباه نکنید! با فرزندآوری مشکلات ارتباطی شما با همسرتان اصلاح نمی‌شود بلکه اول باید رابطه را اصلاح کنید و سپس برای حضور مهمان جدید آماد شوید. فرزندآوری تجربه‌ای پراسترس است؛ لذا درباره جنبه‌های مختلف پدر و مادر شدن که می‌تواند ختم به تعارض شما و همسرتان شود، کامل بررسی کنید و راه‌حل‌های احتمالی را در نظر داشته باشید.

– ساعات مختص خودتان و برنامه کاری‌تان را ارزیابی کنید. فرزندان کمی که بزرگ می‌شوند، به توجه مستمر و دایمی شما احتیاج دارند. آیا حاضرید به خاطر فرزندتان از خیلی علایق و لذات خود چشم‌پوشی کنید؟ فرزندآوری یک تصمیم کاملاً شخصی است که زن و مرد باید پیرامون آن با هم صحبت کنند و اقدام داشته باشند. با همسرتان صحبت کنید، شرایط را بررسی کنید و با توجه به شرایطی که زندگی‌تان دارد در این رابطه تصمیم گیری کنید. شرایط مالی برای خیلی از مردم دشوار است اما به هر حال کسی که قصد فرزندآوری دارد، با برنامه‌ریزی بیشتر، تلاش برای کسب معاش بیشتر و… می تواند در این راستا تصمیم بگیرد.

کسی به شما نمی‌گوید فرزند بیاورید یا خیر بلکه معتقدم این تصمیمی است که خودتان و همسرتان باید پیرامونش خوب فکر کنید، مطالعه کنید و تصمیم نهایی را بگیرید. اگر در همه زمینه‌های ذکرشده، پاسخ‌های مناسب و قانع‌کننده‌ای دریافت کردید، آن‌گاه می‌توانید مقوله فرزندآوری را جدی‌تر مدنظر قرار دهید.

شما هلی‌کوپتر فرزندتان نیستید!

راحله فلاح

کارشناسی ارشد روانشناسی

4

شاید به نظر برسد که بچه بزرگ کردن در این روزگار آسان‌تر از قبل است. این حرف از بعضی لحاظ‌ها درست است، مثلاً دیگر کمتر مادری پیدا می‌شود که مثل قدیم کهنه بچه بشوید یا برای تابستان و زمستان او لباس درست کند. اما در کنار این تسهیلات جدید، پیچیدگی‌هایی هم به جریان پرورش فرزندان اضافه شده است. این پیچیدگی‌ها دلایل زیادی دارند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌شود به کاهش تعداد فرزندان و افزایش آگاهی و به دنبال آن افزایش حساسیت والدین نسبت به مسائل بهداشتی و تربیتی و تحصیلی فرزندان اشاره کرد. حساس‌شدن والدین نسبت به فرزندان به قدری دارد در بین ما جا می‌افتد که ایفای نقش‌ هلی‌کوپتر امداد از سوی والدین، به یک انتظار بدیهی، هم از سوی فرزندان و هم از سوی جامعه تبدیل شده است؛ بدون این‌که به نتایج بلندمدت آن توجه کافی شود.

عشق من، بچه ام!

اتفاقات زیادی در زندگی وجود دارند که می‌توانند حال و هوای زندگی را از بیخ و بن عوض کنند. بی‌تردید یکی از مهم‌ترین این اتفاقات، بچه‌دار شدن است. وقتی برای اولین‌بار صدای تپش قلب کوچکش را از دستگاه می‌شنوید یا جسم معلقش را با همه ظرافت‌هایش در قاب نمایشگر می‌بینید، حس دوگانه‌ای به سراغتان می‌آید. از یک طرف دلتان از این خوشی بزرگ غنج می‌رود و از طرف دیگر، ته دلتان با لرزش‌هایی شما را به هول و ولای پاسخ به این پرسش می‌اندازد که «آیا من پدر / مادر شایسته‌ای خواهم بود؟»، « آیا از عهده این مسئولیت بزرگ برخواهم آمد؟». و این سؤال برای تمام عمر در سر شما خواهید چرخید. پاسخ به این سؤال که البته در حد متعادلش نشانه مسؤلیت‌پذیری شماست، می‌تواند سرنوشت فرزندتان را تعیین کند.

خواندن را ادامه دهید →

چه بر سر کودکان طلاق می‌آید؟/ چگونه والدین به فرزندشان کمک کنند؟

مریم عطاریان

dd8gydsl

آقای رستمی یکی از تجار به نام شهر خود است. او به شدت نگران شرایط نامطلوب هیجانی همسر سابقش، و تأثیرات اساسی است که این مشکلات هیجانی و رفتاری او، بر روی فرزند دخترشان خواهد گذاشت. او قریب به یک سال است که از همسرش جدا شده و بر طبق توافقات صورت‌گرفته، فرزندشان در کنار مادر زندگی می‌کند و دو روز آخر هفته برای ملاقات نزد پدرش می‌آید.

مشکلات هیجانی همسر سابق آقای رستمی (اعم از افسردگی شدید) او را نگران ساخته که این شرایط نامطلوب تأثیرات بسیار منفی بر روی تنها فرزندش بگذارد و لذا از روان‌شناس ‌بالینی درخواست کمک کرده است.

سارا فرزند آقای رستمی دختر باهوشی است که از موقعیت فعلی خانواده به‌شدت گیج شده و خیلی نگران سلامتی مادرش است و تصور می‌کند اگر از مارش جدا بشود، اتفاق وحشتناکی برایش می‌افتد. هر چند سارا از معاشرت با پدرش هم لذت می‌برد ولی احساس می‌کند اگر نگرانی پدرش ادامه یافته و برای جدا کردن او از مادرش تلاش قانونی کند و او از نزد مادرش برود، خیانت بزرگی در حق مادرش کرده است اما از طرف دیگر، هم سارا و هم مادرش می‌دانند که شرایط روحی او ثبات لازم را ندارد و نگه‌داری از سارا برایش دشوار است اما … سارا، آقای رستمی و همسرش، در بد مخمصه‌ای گیر افتاده‌اند و به شدت تحت فشار هستند…

خواندن را ادامه دهید →