سرزنش همسر

*مریم عطاریان

photo_2016-08-27_09-25-41

همسرم بابک مرد مهربانی است اما گاهی اوقات انتظارهای بی‌جایی دارد که حرف‌های غیر‌منطقی‌اش را قبول کنم و من مخالفت می‌‌کنم، دعوا و پرخاشگری بین ما اوج می‌‌گیرد و در نهایت کتکم می‌‌زند و فحش و ناسزا می‌‌گوید. من هم آدم پرخاشگری هستم اما پدر و مادرم به رفتارم آشنا بودند و آرامم می‌‌کردند اما شوهرم همیشه پابه‌پای فریادهای من پیش می‌‌رود و در نهایت دعوا و منازعه میان ما آنقدر بالا می‌‌گیرد که نتیجه‌اش یک درگیری سخت لفظی و حتی فیزیکی می‌‌شود.

اصولاً هم بحثمان سر چیزهای جزیی هست، اما این‌ها خانوادگی عادت دارند بیخودی داد و بیداد کنند و به هر دوطرف خانواده خبر بدهند و موضوع کوچک را بزرگ کنند. وقتی پای خانواده‌ها وسط می‌‌آید اوضاع خیلی بدتر می‌شود و اختلاف ما جدی‌تر می‌گردد. بارها شده من و همسرم بعد از این دعواهای شدید با هم آشتی کرده‌ایم اما دامنه اختلافاتمان تا مدت‌ها در خانواده‌ها باقی مانده است.

من ابریشم، دختری پرشورو هیجان دیگر خسته شده‌ام. در طی ۵ سال زندگی مشترک، آن‌قدر این سناریو تکرار شده که دیگر تحمل این ماجراهای تنش‌زا را ندارم. هر قدر به بابک توضیح می‌دهم که دست از بچه‌بازی بردار و وقتی دعوایمان می‌شود تلفن را برندار و خبر نده، اما باز هم در مشاجره بعدی همین اتفاق می‌افتد…

خواندن را ادامه دهید →

حمایت از همسر برای درمان افسردگی: عاشقانه کنارت خواهم ماند

*مریم عطاریان

f5ff2d6a-596d-4e97-9d45-7ac01da472af

افسردگی، نوعی اختلال روانی ا‌ست که در آن، خُلق شخص آشفته می‌‌شود و یک بیماری جدی است که می‌‌تواند زندگی شخص مبتلا، خانواده و دوستان او را مختل کند و باعث بروز مشکلات جسمانی و هیجانی شود.

احساس‌‌های غم و ناراحتی در مقابل از دست‌دادن عزیزان یا شغل، یک پاسخ عادی است. با این‌حال، وقتی این احساس‌‌های نامناسب، افراطی و مخل کارآیی می‌‌شود، از آن‌‌ها به‌عنوان «اختلال خلق» یاد می‌‌شود. درواقع افسردگی به‌ قدری متداول است که گاهی از آن به‌عنوان «سرماخوردگی روان‌پزشکی» یاد می‌‌شود. به‌طورکلی افسردگی طبیعی و متعادل در انسان، واکنشی است نسبت به یک عامل بیرونی که فرد از آن آگاه است و محرومیت آن ‌را آگا‌هانه درک می‌‌کند.

ماجرای سحر و سیاوش

سحر و سیاوش، ۱۰ سال است که زندگی مشترک خود را در نهایت عشق و علاقه شروع کرد‌ه‌اند. روفیا بعد از نخستین بارداری خود دچار افسردگی پس از زایمان شد که با مدتی دارودرمانی و پیگیری، این مشکل رفع شد.

خواندن را ادامه دهید →

چگونه بعد از طلاق، همچنان بالای سر فرزندانمان باشیم؟

راحله فلاح

کارشناسی ارشد روانشناسی

o-KIDS-DIVORCED-PARENTS-facebook-600x400

در اینکه اتفاق خوبی نیست، جای هیچ شک و شبهه‌ای وجود ندارد. اما خب چه می‌شود کرد، گاهی برای بعضی‌‌ها واقعاً تن‌ها چاره است. طلاق را می‌گویم؛ اتفاقی که در سال‌‌های اخیر زندگی‌‌های زیادی را با خود درگیر کرده است. با اینکه طلاق در معنای لغوی و عرفی‌اش روی جدایی زن و مرد تأکید می‌کند اما واقعیت این است که جدایی‌‌هایی که در اثر طلاق ایجاد می‌شوند بسیار وسیع‌تر هستند. یکی از مهمترین این جدایی‌‌ها، دور شدن فرزند از یکی از والدین است. اینکه فرزندتان باید چند روزی پیش شما باشد و چند روزی پیش والد دیگرش، تصمیمی‌ است که در زندگی بعد از طلاق گریزی از آن نیست ولی نباید اجازه بدهید که این دو منزلی شدن، فرزندتان را در مورد پدری‌گری و مادری‌گری شما دچار تردید کند و سایه‌تان را روی زندگی او کم کند.

طلاق، پایان پدر‌بودن و مادر‌بودن نیست

واقعیت‌‌هایی در زندگی وجود دارند که هرگز نمی‌شود از آن‌ها فرار کرد. یکی از شیرین‌ترین این واقعیت‌‌ها، پدر و مادر بودن است. مردی که پدر می‌شود و زنی که مادر می‌شود، دیگر با هیچ حکم و مُهری نمی‌تواند از زیر بار این مسئولیت بزرگ شانه خالی کند. حتی اگر زندگی قبلی زن و یا مرد به شدت تلخ بوده باشد و او به‌وسیله طلاق خودش را از شر آن خلاص کرده باشد، نمی‌تواند فرزندش را هم قربانی آن وضعیت کند و خودش را به‌طور کامل از زندگی او کنار بکشد. کسانی هم که بعد از طلاق دوباره ازدواج می‌کنند، به لحاظ اخلاقی، عاطفی و روانی ملزم هستند که همچنان برای فرزندی که از ازدواج قبلی خود دارند، پدری و مادری بکنند. شاید به نظرتان برسد که دلبستگی والد- فرزندی آن‌قدر قوی است که اجازه نمی‌دهد هیچ پدر و مادری فرزندش را ر‌ها کند. در کنار این نکته که البته درست هم است، این را هم به خاطر داشته باشیم که ممکن است موقعیت‌‌هایی در زندگی آدم‌‌ها به وجود بیاید که گرفتن هر تصمیمی ‌را برای آن‌ها سخت کند؛ حتی اگر تصمیمی ‌به بداهت و آشکاریِ بودن و یا نبودن با فرزند باشد.

خواندن را ادامه دهید →

بیش فعالی و چگونگی برخورد با فرزند بیش فعال

حمیدرضا حسینی مهر

 

q2

حتما شما هم دیده‌اید کودکانی را که در خیابان، پارک، میهمانی، عروسی، مدرسه و … به نحو عجیب و غریبی شیطنت و فعالیت می‌کنند و گاهی افراد غیر از پدر و مادرشان را به ستوه می‌آوردند و خلاصه به معنی واقعی کلمه سرسام آور هستند!

کودکانی که هیچ ترس و واهمه ای از رفتارشان ندارند و با خیال راحت بچه‌های دیگر را اذیت می‌کنند. شاید اگر از دور یکی از این مدل کودکان را ببینید با خود فکر کنید خیلی بد تربیت شده یا حتی پدر و مادرش نکات اولیه تربیتی را به او یاد نداده‌اند اما در واقع باید بگوییم بسیاری از این گونه کودکان دچار بیش فعالی هستند و در اکثر موارد خانواده‌ها حتی نمی‌دانند که فرزندشان به بیش فعالی دچار است.

اگرچه کودکانی هم هستند که این مدل شیطنت‌ها را دارند اما دچار بیش فعالی نیستند لذا بهتر آن است که تا حدی با شرایط یک کودک بیش فعال آشنا شویم.

خواندن را ادامه دهید →

۱+۵ مهارت برای پیشگیری از طلاق در سال اول ازدواج

*راحله فلاح

ezdevaj

 

«وقتی به خواستگاریم آمد، وقتی با هم نامزد شدیم، وقتی قرار عقد گذاشتیم، وقتی مهر ازدواج روی شناسنامه‌هایمان خورد، وقتی جهیزیه می‌خریدیم و دنبال خانه بودیم، و وقتی به خانه خودمان رفتیم هیچ کداممان تصورش را هم نمی‌کردیم که به سال نرسیده، کارمان به طلاق بکشد. انگار علاوه بر علاقه و تناسب سن و تحصیلات و… برای زندگی مشترک خیلی چیزهای دیگر هم لازم بود که ما از آن‌ها بی‌اطلاع بودیم». این قصه حکایت خیلی از زوج‌های جوان امروزی است که هنوز مهر ازدواجشان خشک نشده، کارشان به طلاق می‌کشد. برای این‌که ازدواج‌های نوپا به چنین سرنوشت تلخی دچار نشوند، چه می‌توان کرد؟ کلید حل این معما در دستان خود شماست.

خواندن را ادامه دهید →

بازی با کودک: چرا و چگونه؟

*مریم عطاریان

بازی-با-کودکmjr1

مهرناز و فرخ هر دو به‌صورت تمام‌وقت خارج از خانه مشغول کار هستند. زندگی آن‌ها صبح‌گاهان شبیه فیلم‌های تلویزیونی است. تندتند لباس می‌پوشند، صبحانه می‌خورند، وسایل مهد‌کودک و مدرسه فرزندان را مهیا می‌کنند و از این‌که بچه‌ها سرما نخورده‌اند، خدا را شکر می‌گویند. چون بیماری بچه‌ها یعنی یک روز مرخصی یکی از والدین و یا دنبال یک پرستار گشتن. مادربزرگ و پدربزرگ هر دو طرف هم آن‌‌قدر سالخورده هستند که از پس نگه‌داری آن‌ها برنمی‌آیند.

خواندن را ادامه دهید →

با پسرم چگونه رفتار کنم؟

*طاهره جعفری

با پسرم چگونه رفتار کنم

پسرم به سن ده سالگی رسیده ‌است و گاه در برخورد با او نمی‌دانم چگونه رفتار کنم. زمانی آ‌ن‌قدر کودک می‌شود که کاملاً من را یاد دوران ساده‌ کودکی‌اش می‌اندازد و گاهی آن‌قدر فهمیده و قاطع رفتار می‌کند که فکر می‌کنم دیگر بزرگ شده ‌است. پسرها در هر رده سنی ویژگی‌های متفاوت و بعضاً متناقضی دارند که والدین را ممکن ‌است دچار سردرگمی در رفتار کند. اگر من به‌عنوان یک مادر اطلاعاتی کلی در مورد ویژگی‌ها و خصوصیات رده‌های سنی پسرم داشته ‌باشم، قاعدتاً در نحوه‌ رفتار با فرزندم موفق‌تر عمل خواهم کرد؛ چراکه همه‌ ما به پسرهایی نیاز داریم تا در آینده به مردان جوانی تبدیل شوند که از یک‌سو مسؤلیت‌پذیر باشند و به دیگران اهمیت دهند، و از سویی دیگر احساسات خود را بروز دهند و با برچسب مردبودن نیازهای طبیعی خود را سرکوب نکنند؛ مردانی که هم طبق طبیعت خود باید حامی و حمایت‌گر باشند و هم نیاز به پشتوانه‌ای محکم و عاطفی از جنس زنانه دارند.

خواندن را ادامه دهید →

وقتی به ارگاسم نمی‌رسیم، با احساسات بد بعد از آن چه کنیم؟

* راحله فلاح

کارشناسی‌ارشد روانشناسی

نرسیدن-به-ارگاسم

ارگاسم یا همان رسیدن به اوج‌لذت‌جنسی، سومین مرحله از چرخه پاسخ جنسی انسان است؛ یعنی بعد از این‌که فرد، میل و انگیزه جنسی را تجربه کرد، وارد مرحله‌ای می‌شود که می‌تواند بیشترین لذت از رابطه جنسی را در او ایجاد کند. احتمالاً شما هم در مورد کسانی که به این مرحله نمی‌رسند، مطالبی را خوانده‌اید و شاید هم خودتان جزو این افراد باشید. اگر این‌طور است، حتماً با احساسات بدی که بعد از ناکامی در ارگاسم به‌وجود می‌آیند هم آشنایی دارید. در این یادداشت درباره پیامدهای روانی نرسیدن به ارگاسم صحبت می‌کنیم و راه‌کارهایی را معرفی می‌کنیم که می‌توانند در کاهش این احساسات منفی به شما کمک کنند.

خواندن را ادامه دهید →

گفت‌وگو، راه فرار از یکنواختی

*مریم عطاریان

گفتگو-،-یکنواختی

امیر: پریدخت می‌خواهم احساسم را بگویم، حاضری بشنوی؟
پریدخت: اگر می‌خواهی انتقاد از من بکنی نه!
امیر: می‌خواهم احساسم را بگویم تا یک‌دیگر را بهتر درک کنیم. وقتی احساسم را نمی‌گویم عصبانی می‌شوم و عصبانیتم بر زندگی‌مان تأثیر منفی می‌گذارد.
پریدخت: بسیار خوب بگو ولی نمی‌دانم چه واکنشی نشان خواهم‌داد.
امیر: مدت‌هاست که می‌خواهم بگویم تمام وقت تو صرف بچه‌ها، خورد‌و‌خوراک‌شان، درس‌هایشان، غر‌زدن بر سر انجام امور شخصی‌شان، پرداختن به تفریحات‌شان و… می‌شود و هیچ وقتی برای هم نداریم.
پریدخت: نمی‌توانم به امان خدا رهایشان کنم. بچه‌ها در دوره حساسی هستند و نیازمند رسیدگی هستند.
امیر: می‌دانم مادر مسئولیت‌پذیری هستی، ولی فکر نمی‌کنی فراموش کرده‌ای که همسری هم داری؟

خواندن را ادامه دهید →

بازی‌هایی برای کمک به اجتماعی‌شدن کودکان (راه‌کارهایی برای برطرف شدن خجالت کودکان)

*حمیدرضا حسینی‌مهر

بازیهایی-برای-اجتماعی-شدن-کودک

کم‌رویی‌، خجالت‌، و گاهی هراس اجتماعی رفتارهایی هستند که با بروز آن‌ها از سوی کودک، والدین به شدت نگران شده و در‌صدد درمان و رفع آن خواهند ‌بود. سه عنوان ذکرشده گاهی پی‌در‌پی در کودک بروز و ظهور پیدا می‌کنند و کودک را طوری تحت‌تأثیر قرار می‌دهند که اگر در سن قبل از مدرسه باشد، ممکن است به‌طور‌کلی تحصیل و درس‌خواندن در کنار سایر بچه‌های هم‌سن‌و‌سال، برای او یک فوبیا شده و او را دچار کابوس و پریشانی کرده و در ادامه، تمایل و روی‌خوش به انواع کلاس‌ها اعم از مهد‌کودک یا پیش‌دبستانی و دبستان از خود نشان ندهد.

خواندن را ادامه دهید →